ديباچه
شيمي شاخهاي از علوم تجربي است كه به مطالعه تركيب، ساختار و خواص مواد ميپردازد. كاربردهاي گسترده علم شيمي در پزشكي، داروسازي، صنايع غذايي، كشاورزي، آرايشي و بهداشتي، تهيه رنگ، پلاستيك، لاستيك و انواع پوششها، محيط زيست، انرژي و ...، نشان از اهميت زياد اين علم در بهداشت، سلامت، تامين رفاه، رشد اقتصادي و توسعه پايدار جوامع بشري دارد.
در چند دهه اخير، علم شيمي از رشد بسيار زيادي برخوردار بوده و موضوعها و نظريههاي جديدي به اين دانش بشري اضافه شده است. اهميت روزافزون علم شيمي در زندگي انسآنها سبب شده است تا آموزش مناسب و اثربخش آن به ويژه در برنامهي درسي مدارس به عنوان يكي از حوزههاي فعال علوم تجربي از اهميت به سزايي برخوردار گردد.
اين وبلاگ درصدد است تا به بررسي آخرين يافتههاي پژوهش در حوزههاي مختلف آموزش شيمي بپردازد. اميد است كه مطالب ارايه شده مورد استفاده علاقمندان رشته نوپاي آموزش شيمي به ويژه دبيران محترم شيمي و دانشجويان عزيز واقع گردد.
خداي مهربان را شاكريم كه اولين كتاب در حوزه « آموزش شيمي» و با همين نام توسط آقاي دكتر عابد بدريان در ايران منتشر گرديد. اين كتاب كه براي دبيران محترم شيمي و همچنين دانشجويان و علاقمندان حوزه آموزش علوم به ويژه آموزش شيمي تدوين شده است، داراي شش فصل به شرح زير است:
فصل اول: مروري بر سير تاريخي آموزش شيمي در جهان
فصل دوم: فلسفه و اهداف جديد آموزش شيمي
فصل سوم: راهبردها و الگوهاي جديد آموزش شيمي
فصل چهارم: ياددهي و يادگيري شيمي در آزمايشگاه
فصل پنجم: ياددهي و يادگيري شيمي با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات
فصل ششم: سنجش و ارزشيابي در ياددهي و يادگيري شيمي
برای تهیه این کتاب می توانید با انتشارات مبنای خرد به آدرس: تهران- خیابان انقلاب- خیابان دوازدهم فروردینُ نبش خیابان شهید وحید نظری- شماره ۳۳ و تلفن ۶۶۴۹۲۱۳۴ تماس بگیرید.
برای آشنایی بیشتر با محتوای کتاب به ادامه مطلب مراجعه شود.
ادامــه مـطـلـب

بيست و يكمين كمنفرانس بين المللي آموزش شيمي با شعار «آموزش شيمي و ماندگاري در عصر جهاني شدن» در تابستان ۱۳۸۹ در تايوان برگزار خواهد شد.
براي كسب اطلاعات بيشتر به آدرس زير مراجعه شود.
پژوهشگران معتقدند كه در طراحي و اجراي برنامه درسي شيمي در سطح مدارس، سه بحث چالش برانگيز مطرح است كه عبارتند از:
1. انگيزه پايين دانشآموزان براي يادگيري علم شيمي؛
2. عدم هماهنگي مفاهيم و نظريههاي علمي طرح شده در كتابهاي درسي با تجربههاي يادگيري؛
3. شيوههاي نامناسب اجراي برنامهي درسي در مدارس.
يادگيري و درك مفاهيم شيمي به خاطر پديدههاي شيميايي پيچيده و غير قابل لمس به ويژه در سطح مولكولي، اغلب دشوار است. در فرايند آموزش و يادگيري شيمي، معلمان و دانشآموزان با نظريهها و فرضيههايي روبرو هستند كه به راحتي قابل درك و تجسم نيستند. بررسي ويژگيها و رفتار مواد شيميايي كه در اندازههاي مولكولي و اتمي هستند و با چشم مسطح و حتي ميكروسكوپهاي قوي نيز قابل مشاهده نيستند، اغلب مشكل است و منجر به كجفهمي ميگردد.
برنامههاي درسي شيمي طوري تنظيم شدهاند كه روش تدريس معمول آنها در كلاس درس، روش ديكتهايي است كه در آن معلم سخنراني ميكند و دانشآموزان چيزهايي را گوش ميدهند يا يادداشت ميكنند. در بيشتر بحثهاي كلاسي، معلم سخنران اصلي است و به تفاوتهاي فردي دانشآموزان در كلاس درس كمتر توجه ميشود. تعامل بين معلم و دانشآموزان بيشتر به اين صورت است كه معلم سئوالهايي را مي پرسد و دانشآموزان جواب ميدهند. در ادامه، معلم جواب را تاييد و يا تكذيب كرده و نهايتاً جواب درست را ميگويد. در اين حالت مشاهده ميشود كه دانشآموزان نقش اندكي در فرايند يادگيري در كلاس درس دارند و احتمال غير فعال شدن آنها بيشتر است». آنها براي غني سازي محيط يادگيري و ارايه برنامهي درسي دانشآموز- محور، يادگيري بر پايه نظريه ساختنگرايي و تدوين زمينه- محور ( Context- based Education ) محتواي آموزشي شيمي را پيشنهاد نمودند.
پژوهش در آموزش شيمي، شاخه جواني از درخت دانش بشري است كه عمري تقريباً 50 ساله دارد. بعد از واقعه اسپوتنيك در دهه 1960، با انجام اصلاحات آموزشي در سطح جهان، حجم پژوهشهاي مرتبط با آموزش شيمي افزايش چشمگيري يافت و راهبردها و رويكردهاي جديدي مبتني بر نظريههاي علوم تربيتي وارد برنامه درسي شيمي گرديد. با ورود به قرن 21، عوامل مختلفي شيوههاي ياددهي ويادگيري شيمي را تحت تاثير قرار داده است. گسترش نظريههاي شناختي و افزايش درك پژوهشگران از چگونگي يادگيري دانشآموزان، استفاده گسترده از رايانه و فناوري اطلاعات براي تجسم ومرئيسازي پديده هاي علمي پيچيده، عوامل بيروني مانند نگرانيهاي جهاني نسبت به انرژي، منابع آب ومحيط زيست، افزايش سطح سواد علمي، تبيين سطوح مختلف سواد شيمي و افزايش درك عمومي از علوم سبب شده است تا متخصصان برنامهريزي درسي، ضرورت بازانديشي در برنامه ريزي درسي شيمي را امري اجتناب ناپذير پندارند.
به علت گستردگي زياد ويژگيهاي در نظر گرفته شده در ياددهي و يادگيري شيمي در كلاس درس و آزمايشگاه، براي «سنجش پيشرفت تحصيلي» دانشآموزان، ارزشيابي از آموختهها و تعقيب هدفهاي آموزشي در نظر گرفته شده، بايد گسترهاي از انواع روشهاي ارزشيابي مورد استفاده قرار گيرد، زيرا تنها در اين صورت است كه ارزشيابي به صورت درست و با روايي بالا انجام خواهد گرفت. از آنجايي كه شيوه يادگيري دانشآموزان با هم تفاوت دارد و هر يك از آنان نيز آموختههاي خود را به شيوههاي گوناگوني ارايه ميدهند، دست كم بايستي ارزشيابي پيشرفت تحصيلي آنان نيز به سه شيوهي گفتاري، نوشتاري وعملكردي به اجرا درآيد. با اجراي اين شيوهي ارزشيابي ميتوان ابعاد يادگيري تعداد زيادي از دانشآموزان با توانمنديها و استعدادهاي مختلف را مورد سنجش قرار داد.
[1] Assessment
ادامــه مـطـلـب
واژه آموزش با کمک رايانه[1] براي اولين بار در سال 1960 در نظامهاي آموزشي مطرح شد و بلافاصله از طرف مسئولين و سياستگزاران آموزش و پرورش كشورهاي مختلف براي استفاده در برنامهريزيهاي درسي مورد توجه قرار گرفت. هر چند به عقيدهي برخي از پژوهشگران، رايانه ميتواند جايگزين کلاس درس و آزمايشگاه يا کارگاه شود؛ اما تا به امروز اين امر بهطور كامل تحقق نيافته است. در حال حاضر، بيشترين کاربرد رايانه در برنامههاي آموزشي شامل: واژهپردازي، ثبت و پردازش دادهها، طراحي و رسم نمودار، مدل سازي، شبيهسازي و بدست آوردن اطلاعات از طريق اينترنت ميباشد.
علاوه بر استفاده از رايانه براي تسهيل يادگيري سطح تفكر مولكولي از طريق مدل سازي و استفاده از تصاوير شبيهسازي شده براي نمايش رفتار اتمها و مولكولها در آن سطح، بايد اذعان داشت كه ویژگیهای بارز علم شيمي و ضرورت آموزش و يادگيري آن در سه سطح تفكر مولكولي، نمادي و ماكروسكوپي سبب شده است تا استفاده از توانمنديهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در فرايند ياددهي- يادگيري شيمي مورد توجه معلمان و برنامهريزيان درسي قرار گيرد. فعالیتهاي عملی شیمی همواره بر اندازهگیری و مشاهده استوار بوده و هنگام انجام اغلب فعاليتهاي عملي و آزمايشگاهي، دانشآموزان در تماس با انواع ابزارهای اندازهگیری قرار دارند و بخش اعظم نتایج فعاليتهاي آنان شامل اطلاعات و دادههاي ناشي از اندازهگيري و محاسبههاي كمّي است كه به صورت نمودار و یا جدول نمایش داده میشوند. رايانه میتواند فرایند ثبت، پردازش و انتقال اطلاعات در اين نوع فعاليتها را تسهیل نمايد.
[1] Computer Assisted Instruction (CAI)
ادامــه مـطـلـب

در چند دهه اخير، علم شيمي از رشد بسيار زيادي برخوردار بوده و موضوعها و نظريههاي جديدي به اين دانش بشري اضافه شده است. اهميت روزافزون علم شيمي در زندگي انسانها سبب شده است تا آموزش مناسب و اثربخش آن به ويژه در برنامهي درسي مدارس از اهميت به سزايي برخوردار گردد. در دههي گذشته، معلمان و طراحان برنامههاي درسي شيمي، همواره معتقد بودند كه هدف از آموزش شيمي، آمادهسازي دانش آموزان براي ورود به دانشگاه نيست؛ بلكه هدف اصلي تربيت شهرونداني است كه داراي «سواد شيمي» باشند. جامعهي امروز به طور فزايندهاي تحت تاثير علم و فناوري است، بنابراين علم شيمي بايد آنچنان آموزش داده شود كه ارتباط آن با زندگي، صنعت، فناوري و جامعه مورد تاكيد قرار گيرد و دانشآموزان بتوانند آموختههاي خود را در زندگي مورد استفاده قرار دهند. كاربردهاي متنوع علم شيمي در زمينههاي اقتصادي، صنعتي، اجتماعي و فرهنگي ايجاب ميكند تا برنامهريزان درسي براي افزايش سطح سواد شيمي دانشآموزان، به دلالتهاي كاربردي مفاهيم نظري آموخته شده در زمينههاي ذكر شده نيز بپردازند.
ادامــه مـطـلـب
پژوهش در آموزش شيمي، شاخه جواني از درخت دانش بشري است كه عمري تقريباً 50 ساله دارد. بعد از واقعه اسپوتنيك در دهه 1960، با انجام اصلاحات آموزشي در سطح جهان، حجم پژوهشهاي مرتبط با آموزش شيمي افزايش چشمگيري يافت و راهبردها و رويكردهاي جديدي مبتني بر نظريههاي علوم تربيتي وارد برنامه درسي شيمي گرديد. با ورود به قرن 21، عوامل مختلفي شيوههاي ياددهي ويادگيري شيمي را تحت تاثير قرار داده است. گسترش نظريههاي شناختي و افزايش درك پژوهشگران از چگونگي يادگيري دانشآموزان، استفاده گسترده از رايانه و فناوري اطلاعات براي تجسم ومرئيسازي پديده هاي علمي پيچيده، عوامل بيروني مانند نگرانيهاي جهاني نسبت به انرژي، منابع آب ومحيط زيست، افزايش سطح سواد علمي، تبيين سطوح مختلف سواد شيمي و افزايش درك عمومي از علوم سبب شده است تا متخصصان برنامهريزي درسي، ضرورت بازانديشي در برنامه ريزي درسي شيمي را امري اجتناب ناپذير پندارند.
ادامــه مـطـلـب
در دهه ي گذشته، معلمان و طراحان برنامههاي درسي شيمي، از اين عقيده حمايت كرده اند كه هدف از آموزش شيمي نبايد اين باشد كه دانش آموزان را براي ورود به دانشگاه آماده كنند، بلكه هدف اصلي بايد تربيت شهروندان داراي سواد شيمي باشد. جامعهي امروز به طور فزايندهاي تحت تاثير علم و فناوري است، بنابراين علم شيمي بايد آنچنان تدريس شود كه ارتباط آن با زندگي روزمره و نقش آن در صنعت، فناوري و جامعه مورد تاكيد قرار گيرد.
در طول ده سال اخير برنامههاي درسي شيمي در اقصينقاط جهان به صورت بنيادي تغيير كرده و رويكردها، راهبردها و روشهاي جديدي مبتني بر يافته هاي پژوهشي جايگزين نظام هاي آموزشي سنتي شيمي در مدارس گشته است. راهبرد مورد استفاده در برنامهريزي درسي شيمي در چند سال اخير موظف است تا در برنامه هاي درسي مدارس، به جنبه هاي زير از علم شيمي توجه نمايد:
-
ساختار مفهومي علم شيمي
-
فرايندهاي شيميايي
-
كاربردهاي فناورانه علم شيمي
-
افزايش علاقهي دانشآموزان به علم شيمي
-
جنبههاي فرهنگي علم شيمي
-
دلالتهاي اجتماعي علم شيمي
ورود ابعاد جديد به آموزش علم شيمي در مدارس ايجاب ميكند تا روشهاي تدريس شيمي به طور اساسي دچار تغيير و تحول گردند. در رويكردهاي جديد آموزشي تلاش ميشود تا فضاي كلاس درس به صورتي باشد كه در آن به دانش آموز اجازه داده شود تا به طور فيزيكي و هوشمندانه با مواد آموزشي مناسب تعامل داشته باشد. اساس فعاليت هاي تعاملي دانش آموزان با مواد آموزشي بر كاوشگري استوار است.
ادامــه مـطـلـب

